ميرزا محمد حيدر دوغلات

643

تاريخ رشيدى ( فارسي )

نوميدى در دل اميدوار شعله مىزد و نظر سعادت بين خان تا آنجا كه مىديدم به طرف بنده نگران و بنده ( 312 پ ) به هزار جان نگران و چشم گريان و دل از آتش فراق بريان روان شدم . « 1 » بيت : اى چرخ فلك هميشه كارت اين است * جور و ستم و جفاى مات آيين است دين تو جدا كردن ياران شفيق * آيين عجب وه چه بلا بد دين است چون لحظه فلحظه آتش وداع كه مشتعل مىشد و داغ فراق متشعل ، تصور اتصال را تخيل كردمى كه بسيار از اين شام فراق شده است كه به صبح مبدل گشته است . به تصور اين خيال فى الجمله تسكينى شدى . من اين خيال تصور كنم فلك گويد * زهى تصور باطل زهى خيال محال و زبان حال دل بدين مقال قايل كه اين شام فراقى است كه صبح آن فرداى قيامت خواهد بود « 2 » و بعد از چار روز ، قلمى از يد مبارك ارسال نمود كه از عقبه ساقرى 928 گذشته شد ضعفى در طبيعت چنانچه موهوم بود راه نيافت ، قرين صحت با نوبره نزول واقع شد . چون « 3 » بعد از نماز عيد اضحى كوچ خواهد بود رباعى تركى در آنجا تبت فرموده ، من نتايج طبع شريفه ، و آن اين است . تركى : عزم ايله صبا بيت گل خندانيمغه * نى گل كه قوياش ديك مه تابانيمغه بيت گيل داعى اشتياق هر له مندين * زنهار ديگيل سلام توقمانيمغه « 4 » 929 آخرين مكتوب و مرسول همين بود . بعد از تقديم واجبات عيد اضحى به قدم مسارعت روان شده‌اند چون از عقبه « 5 » موزارت 930 گذشته‌اند در مزاج شريف سامت سموميت آن هواى دوزخ نشان انحراف قوى دست داده ، از آنجا تا آنجا كه اين مرض دم‌گيرى مىباشد هشت روزه راه است ، و شرح مرض دم‌گيرى در ذكر اوضاع تبت مشروح است . امرا اتفاق نموده‌اند كه سرعت و تأنّى هر دو مضر و مخوف است . بارى به هر حال زودتر به جايى كه دم‌گيرى نباشد برسيم شايد قوت طبيعت تا آن وقت به شدت

--> ( 1 ) . نگ : بر سبيل اشتياع رفتم آنگاه با احساسى حاكى از پيش‌بينى بلا با سوز و گداز از او جدا شدم . ( 2 ) . نگ : - داغ وداع را بر . . . بود . ( 3 ) . نگ : - چون . ( 4 ) . نگ : - رباعى تركى در . . . توقما نيمغه . ( 5 ) . نگ : عقبات يخ .